خودخواهی غرور.دروغ. تمسخر.
خیلی راحته آره؟!
دلم نمیخواد هیچوقت ببخشمت
......................
زین گونه ام که در غم غربت شکی نیست
گر سر کنم حکایت هجران قریب نیست
گم گشته دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست
هر وقت این شعر اصفهانی رو گوش میکنم دلم میخواد قلبم بایسته
.......................
یه دفتر دارم که وقتی دلم میگیره توش مینویسم
خیلی وقته که هیچی ننوشتم
دلم میخواد بنویسم اینقدر که جوهر خودکارم تموم بشه
فرصتم کمه
خیلی کم
باید برم ....................
کجا برم تا سبک بشم
بالاخره بعد چند سال مسافرت هم رفتیم..به خاطر بچه ها چند سالی میشد که سفر نرفته بودم.
اولش تصمیم گرفتیم بریم اصفهان ..جاتون خالی خیلی خوش گذشت.
از اونجا هم به اصرار همسرم شیراز هم رفتیم
بالاخره چشممون به جمال این دو تا شهر قشنگ هم روشن شد
سال نو مبارک
لحظه سال تحویل یه حس خاصی داره...آدم تموم شدن و شروع شدن رو در کنار هم حس میکنه
اینم تفدیم به همه
میخوام تو این سال جدید فقط به خانواده ام و کارم فکر کنم
اشتباهات سال قبل رو هم تکرار نکنم
خداجونم کمک کن تا موفق بشم
بالاخره این کارام تموم شد.
دلم میخواد خوب فکر کنم که تو این یکسال که گذشت جه کار کردم؟!
این سالی که گذشت برای من با تمام سالهای عمرم خیلی فرق داشت
خوب که فکر میکنم میبینم که اسم اینجا رو خوب انتخاب کردم
چون وافعا تو این یکسال خیلیهارو به خاطر غرورم آزار دادم
شاید فردا سر فرصت بنویسم و اینجا بذارمش
..................................
پسر کوچیکه من بدتر از خودم عشق ماشینه
هروقت میخوایم بریم بیرون با اون زبون شیرینش میگه :
مامان من جلو میشینما
بعد که یه خورده جدی نگاش میکنم میگه: نه من پیسر اوبیم تو انگ انگ آبی عقب میشینم
(یعنی من پسر خوبیم و تو ماشین آبی عقب میشینم اسم ماشین رو به خاطر رنگش آبی گذاشته)