توقعات بچه های الان با چند سال پیش خیلی فرق داره

اون موقع که خودم مدرسه میرفتم اگر برای مراسمی مادرم نمیومد ناراحت نمیشدم .

ولی حالا که خودم مادرم بعضی وقتها یادم میره که بچه های الان حساسترن

امروز برنامه اختتامیه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود

سعید هم به همراه دختر داییش از اعضای فعال کانون هستند.وقت نکردم که برای مراسم برم

سعید و سحر و مامان ̗سحر ، با هم رفته بودند .

وقتی که برگشت خونه خیلی از دستم ناراحت بود .

 

چرا بچه ها دوست دارن زود بزرگ بشن؟

چند وقت پیش سعید و سما با هم دعواشون شد ، سما به خاطر اینکه کوچکتر بود مجبور شد کوتاه بیاد ،

بعدش اومد پیش من و کلی غر و نق که" همه اش تقصیر توئه دیگه منو دیرتر به دنیا آوردی،

تو از خدا خواستی که اول سعید و بهتون بده بعدش منو بده"

کلی براش حرف زدم تا قانع شد که خدا اینطور خواسته بوده و دست ما نبوده

 

حالا امروزم سعید نذاشته بود داداش کوچیکه رو کاناپه بخوابه ،اونم اومد پیشم با بغض گفت :"داداش سعید نمیذاره من بخوابم ،چرا من کوچولوام؟" گفتم خوب تو هم بزرگ میشی .

گفت:" آخ جون اونوقت من بزرگ میشم و داداش کوچیک میشه"

منم چی باید میگفتم!خنده ام گرفته بود.

 

******************

خیلی دوست داشتم به دوستم  بگم با اون  جواب" نه" که گفت ،اونم با دلیلی که به نظرم قانع کننده نبود

 

یکی از بهترین موقعیتهای زندگیش رو از دست داد.

 

 

 

تا حالا در مقابل سوالهای بچه ها قرار گرفتید ؟

اونم سوالهایی که جوابشون سخت باشه؟

سوالهایی که آدم میمونه چی باید جواب بده!

سما تا حالا چند بار ازم در مورد خدا پرسیده که چرا نمیشه ببینیمش

 

********

بچه ها از این که پدر یا مادرشون قدرت داشته باشن خیلی لذت میبرن

قدرت انجام دادن کارهایی که دیگران نتونن انجام بدن

 

************

این لباس عوض کردن بچه ها هم برای آدم دردسر میشه بعضی وقتها

حتما باید هر چی خودشون انتخاب کردن بپوشن

بچه هم  ُ بچه های قدیم

این کامپیوتر هم برای خودش عضوی از خانواده شده

خیلی خوبه که بچه هام از حالا با اینکه کوچکند اینقدر خوب با این وسیله آشنا هستن

 

اون موقع که ما خودمون کوچک بودیم تلوزیون یه چیز جدا نشدنی از خودم بود ،ولی حالا برای بچه های الان همه چیز فرق کرده

پسر کوچیکم که از حالا از من موبایل میخواد با یه به قول خودش پیاد سفید (پراید سفید)

 

وقتی سما بشینه پای کامپیوتر دیگه نوبت به کسی نمیرسه،مخصوصا اگر مشغول بازی باشه .

 اگر هم خودم برام کاری پیش بیاد که بخوام انجام بدم ،یا با باید با حوصله و قربون صدقه از جلوی کامپیوتر بلندش کنم یا اگرم حوصله نداشته باشم  آخرش با هم دعوامون میشه

 

 

 

 

 

حرف زدن با یک دوستی که از راه دوری اومده و  خیلی دوستش هم  داری ،حس خیلی خوبی به آدم میده