X
تبلیغات
رایتل
1385/08/22
من و سعید و اتوبوس
نوشته شده توسط Gh در ساعت 08:15 ب.ظ

محل کلاس زبان سعید دورتر شده

قبلا خودش پیاده  میرفت کلاس وموقع برگشتن که هوا تاریک میشد من میرفتم دنبالش

اما حالا که محل کلاسشون جا به جا شده مونده بودم چیکار کنم

چند جلسه اول خودم بردمش و آوردم

اما دیدم اینجوری نمیشه

باید با اتوبوس رفتن و یاد بگیره

اولش خواستم خودم باهاش برم و مسیر اتوبوس و یادش بدو که کجا سوار بشه و پیاده بشه

اما دیدم حال و حوصله با اتوبوس برگشتن و ندارم

این شد کــــــــــــــــــــه

سعید و سوار اتوبوس کردم و بهصورت تئوری مسیر و بهش گفتم

 و خودم هم با ماشین دنبالش رفتم

کارم خنده دار بود ولی میخواستم مطمئن بشم که درست پیاده میشه و یه وقت ایستگاه و رد نکنه

اولین بارش بود یه مسیر طولانی و تنها میرفت